علي مقريزي (1364 ـ 1442 م‌/766 ـ 846 ه ق‌) مورخ بزرگ مصري تاريخ قحطي‌هاي مصر و علل آن را نوشته‌، به نام الاغاثة الامه بكشف الغمه‌، كه به‌تازگي توسط م‌.م‌. زياده و ج‌.م‌. شيال‌ منتشر شده است (102 ص‌، 1 نقشه‌، قاهره 1940؛ نشريه‌ٴ مدرسه‌ٴ مطالعات شرقي 10، 798؛ مجله‌ٴ انجمن سلطنتي آسيا، 1941، ص 262). از نظر مقريزي علت قحطي‌ها بيشتر اقتصادي و مالي بود خريد و فروش مقامات‌، مقاطعه‌ٴ زمين‌ها و از ارزش افتادن پول رايج‌. او در پي وقوع يك قحطي‌ به نوشتن اين كتاب پرداخت‌؛ مي‌خواست نشان دهد اگر اوضاع در زمان او بد است‌، در زمان‌هاي‌ گذشته از اين بدتر هم بوده است‌.
در اروپاي باختري هم قحطي مكرر بود. گزارش كورشمان (1900) متأسفانه به كشورهاي‌ ژرمني و به دوره‌ٴ ميان سده‌هاي هشتم تا سيزدهم محدود است‌. ولي گزيده‌ٴ گاه‌شناسي او تا سال‌1317 ادامه مي‌يابد. در سال‌هاي 1300 ـ 1317، كه براي ما اهميت ويژه‌اي دارد، شمردن‌ سال‌هايي كه در آنها قحطي نبوده آسان‌تر است‌، چون تنها دو سال قحطي نبوده‌، 1301 و 1307! ويليام فار فهرستي از قحطي‌هاي ذكر شده در تاريخ انگلستان را از سال 822 تا 1545 فراهم‌ آورده است‌. در سده‌ٴ چهاردهم اين قحطي‌ها را گزارش مي‌كند: در سال‌هاي 1315، 1316، 1341، 1369، 1390، 1392. او نتيجه مي‌گيرد (ص 613): ((در سده‌هاي يازدهم و دوازدهم‌ به‌طور متوسط هر 14 سال يك قحطي گزارش شده و مردم در 200 سال 20 سال را مبتلاي‌ قحطي بوده‌اند. فهرست من در سده‌ٴ سيزدهم همان نسبت قحطي را نشان مي‌دهد و تقريباً همان‌ تعداد قحطي را با افزودن پنج سال گراني شديد. اين نسبت را خيلي بالاتر مي‌برد؛ روي‌هم‌رفته‌، در سه قرن پياپي بعدي كميابي كاهش يافت‌، ولي ميانگين از سال 1201 تا 1600 همان است ــ يعني 7 قحطي و 10 سال‌ِ قحطي در هر قرن‌. اين است قانون حاكم بر كميابي در انگلستان‌.))1
علي‌رغم تعداد قحطي‌ها در غرب‌، اين مصايب در آسياي مركزي و شرقي بيشتر و هنگام‌ وقوع‌، هولناك‌تر بود و قلمرو وسيعي را در بر مي‌گرفت‌. در اين كشورها تعادل ميان معيشت و كميابي هميشه ناپاي‌دار بود؛ بي‌ثباتي آن اغلب با افزايش جمعيت تشديد مي‌شد. اين موضوع‌


1. شايد منظور 70 قحطي باشد. ــ م‌.